این روزایی که به اومدنت نزدیک می شیم، دل تو دلم نیست.

خووووووووب تو شکم خواهرم، ورجه وورجه می کنیااااا. از دیشبم که هی بهش کله می زنی فسقل خان. امروز گفت که قشنگگگگگگگ سرتو حس می کنه. تکون خوردناتو، دستاتو، پاهاتو.

خیلی حرصم گرفته از دست مامان بابات. آخه هنوز اسمی برات انتخاب نکردن و ما مجبوریم فسقل صدات بزنیم.

بابات از اسم یونس خوشش میاد. ولی فکر کنم مامانت دوست داره آوش صدات کنه. خاله ماهیتم که عااااااااااااااشق اسم محمد.

راستش امیرعلی رو هم مامانت پیشنهاد داد ولی بابات میگه که دو اسمه دوست نداره.

خلااااااااااصه این که هنوز خبری از اسم نیست پسرجان.

از الآن که به روز به دنیا اومدنت فکر می کنم، گریم می گیره.



تاریخ : چهارشنبه 3 شهریور 1395 | 22:54 | چاپ | نویسنده: خاله ماهی | نظرات (0) (0 لایک)
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • الیاس موزیک